گاهی در گذر همین روزمرگی ها که ریخته اند در دست و پاهامان،
لحظه های با شکوهی وجود دارند
که به من می گویند
چقدر زنده ام هنوز...
مثل آن لحظه های کوتاهی که ما، آن روح های گره خورده به هم، سرشار می شویم از همدیگر...
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 1:16 توسط مجتبی غریبی
|